تبليغاتX
شهرنوین

 

جهاني شدن، دشواري تعريف

واژة جهاني شدن از جمله مفاهيمي است كه اتفاق‌نظر در مورد تعريف آن كمتر وجود داشته است. شايد جوان بودن اين مفهوم و داشتن پيشينه‌اي كمتر از بيست سال در محافل علمي، دليل اصلي دشوار بودن تعريف واژة جهاني شدن باشد. امـّا برخي به تعريف كاربردي اين مفهوم پرداخته‌اند زيرا از اين طريق مي‌توان امكان تجزيه و تحليل ـ البته نه الزاماً تعريف ـ جهاني شدن را فراهم ساخت. مالكوم واترز از منظر كاربردي به تجزيه و تحليل اين مفهوم پرداخت است. وي معتقد است جهاني شدن «فرايندي است اجتماعي كه در آن قيد و بندهاي جغرافيايي كه بر روابط اجتماعي و فرهنگي سايه افكنده است، از بين مي‌رود و مردم به طور فزاينده از كاهش اين قيدوبندها آگاه مي‌شوند».

 جهاني شدن شهرها

سه مفهوم فضا ـ زمان، جهاني شدن، و فضا ـ مكان بايد در جهاني شدن شهرها مورد توجه قرار گيرد. مقولة فضا ـ زمان چنان كه گيدنز آن را مي‌فهمد (يعني فشرده شدن زمان و تحرك فضا) با مقولة جهاني شدن و مدرنيسم مستقر در آن داراي همبوديهاي بسياري است. همچنين متغيـّرهايي مانند: تنوع، سرعت، آزادي انتخاب، از ميان رفتن عنصر وحدت‌بخش مكان در رفتارها و ... رابطة فضا ـ مكان را دستخوش تحول كرده است. به ديگر سخن، مي‌توان چنين ادعا كرد كه بر هم خوردن شناخت مرسوم ما از مفهوم فضا در ارتباط با پديدة جهاني‌شدن مي‌تواند به تغيير مفهوم مكان نيز منجر شود. ديويد هاروي تجربة فشردگي زمان ـ فضا را امري چالش برانگيز، هيجان‌آور، فرساينده و گاه سخت‌آزاردهنده مي‌داند كه مي‌تواند واكنش‌هاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي گوناگوني برانگيزد.

فشردگي زمان ـ فضا و در نتيجه بي‌عمق‌شدن تجربه، موجب گرديده است اين دو ساخت به گونه‌اي غريب با يكديگر در آميزند يعني زمان فضايي شود و فضا معروض زمان. در نتيجه، انسان با اسيرشدن در لحظه‌هاي گذار و فرو ريختن افقهاي زماني، تجربة خود را محدود در توالي گسستة‌ حال مي‌يابد.

در مورد فضا ـ مكان نيز بايد اذعان نمود كه تفكر مكان به عنوان فضايي محصور و خاص با نهاد و شناسه‌هاي تثبيت شده زير سئوال رفته است. با پويايي مفهوم زمان ـ فضا، مكان به عنوان چيزي باز و متخلخل تلقي مي‌شود و در شبكه همواره متغير روابط اجتماعي ماهيتي بي‌ثبات، مجادله‌اي و چندگانه مي‌يابد. از اين روست كه مكان‌سازي بر پاية انحصار، يكنواختي يا نوستالژي به لحاظ اجتماعي غلط و از ديدگاه روانشناسي بي‌فايده است و بايد در جستجوي تماس‌هاي متضادتر، متراكم‌تر و غيرشخصي‌تر در مكان بود.

دراين‌ميان، شهر جهاني داراي هر سه ويژگي فرهنگي، سياسي و اقتصادي است كه از جايگاه روابط اجتماعي وابسته به فواصل فيزيكي نيست و بعد مكان تأثيري بر آن ندارد. به اعتقاد جورج زيمل «تنها دو شكل از روابط اجتماعي است كه فاصلة فيزيكي روي آنها تأثير نمي‌گذارد و آن عبارت از روابطي است كه متضمن شدت زياد احساس و عاطفه است.

گيدنز با اشاره به تلاش انسان براي نظم بخشيدن به دنياي اجتماعي و طبيعي تحت شرايط «گسترش يافتن فضا و زمان» و با توجه به اين كه جامعة معاصر در ذهن انسان به طور روزافزون از مرز زمان و مكان فراتر مي‌رود، به مفهوم «ناامني هستي شناختي» اشاره مي‌كند «يعني اين احساس كه مردم درك بسيار اندكي از فرايندهايي دارند كه بر زندگي دروني و روزمرة آنان تأثير مي‌گذارد، و نيز اين احساس به ندرت در آنان يافت مي‌شود كه چه كسي هستند و به كجا تعلق دارند.»

از ديدگاه فوكو «اعمال كنترل برفضا يكي از عناصر اصلي تشكيل‌دهندة اين نظريه است و براي رسيدن به روياي اطاعت و فرمانبرداري كامل و سراسري، و افزايش قدرت همراه با آن، كل ابعاد فضا، زمان و حركت مي‌بايست به قاعده در آيند و بي‌وقفه مورد بهره‌برداري واقع شوند.»

نتيجة چنين كنترلي بر فضا و زمان، تأثيرگذاري بر زندگي انسان در ابعاد مختلف از جمله جامعه، شهر و حتي محلات است.

هابرماس نيز رابطة نوسازي و شهرنشيني و اساس شهرهاي مدرن را تابع شرايط و مقتضيات عقلانيت ابزاري مي‌داند. زيرا سازمان نيروي كار و بازرگاني، شبكة حمل‌ونقل، اطلاعات و ارتباطات، نهادهاي حقوقي خصوصي و سرانجام، ديوانسالاري دولتي با تشكيلات مالي تحت فشار نوسازي شكل مي‌گيرد و اين شكل از نوسازي تمامي پهنه‌هاي زندگي اعم از نظام آموزشي و پرورشي، خدمات بهداشتي، خانواده و ... را دربرمي‌گيرد و شكل زندگي را تعيين مي‌كند.

اگر از منظر جامعه‌شناسي شهري به ديدگاههاي فوكو، هابرماس، گيدنز بنگريم مي‌توانيم تعريف كاستلز را دربارة جامعه‌شناسي نافذ بدانيم. او معتقد است تمامي اين تفاسير، راه‌حل‌هاي مختلف سرمايه‌داري براي حل مشكل خود است. كاستلز در اوايل دهة 1970 نوشت «سرمايه براي آنكه سودآور باشد نياز دارد كه نيروي كارش دائماً بازسازي شود. يعني مسكن، بيمارستان، مدرسه و امثال آنها براي بازسازي نيروي انساني مورد نياز است تا استعداد و توانايي آن را افزايش دهد. براي تحقق چنين امري جامعة مدني، فرايند بازيابي نيرو را در محيط خانه، محيط‌هاي عمومي يا مكان‌هاي اجتماعي پيراموني امكان‌پذير مي‌سازد.

 

شهرهاي جهاني شده

چهرة درحال تحول شهرها را در مواجهه با جهاني‌شدن به دو دسته مراكز شهرهاي جهاني‌شده و مراكز شهرهاي ماقبل جهاني‌شدن مي‌توان تقسيم كرد. براساس اين تقسيم‌بندي، شهرهاي صنعتي يا سنتي تفاوت چنداني با يكديگر ندارند زيرا وجود نظام سلسله مراتب شهري، پيوستاريِ فضا ـ زمان انديشة جامعيـّت، مركزيـّت شهر به عنوان كانون اصلي فعـّاليت‌ها و هويـّت مشخص محلاّت به نوعي قابل بازيابي است. در اين شهرها هنوز روابط اجتماعي و هويـّت انساني در زمان و مكان غير فشرده مفهوم پيشيني خود را حفظ كرده است و ناامني هستي شناختي به تعبير گيدنز به شكل آزاردهنده قابل مشاهده نيست. حال آنكه «مركز يك شهر جهاني اغلب مكاني است با تحـّرك زياد، با هويـّت‌هاي چندگانه و كثرت بالقوه. به اين خاطر شاهد تقطيع روابط اجتماعي هستيم. اين وضعيت، مناسب حال جمعيـّت تمركزيافتة‌ بزرگ و نيز مراكز تصميم‌گيري سياسي و اقتصادي است.»

از ديگر ويژگيهاي شهرهاي جهاني را مي‌توان غيرقابل كنترل بودن فعـّاليت و فضا دانست زيرا «فعـّاليتِ خلق فضا و محصول نهايي آن يعني فضاي خلق شده از كنترل فردي و جمعي خارج است و به ندرت مي‌دانيم كه چگونه با فضاي خلق شده، چه در واقعيت و چه در ذهن مواجه شويم.»

تنوع، بي‌هويـّتي، ناامني هستي شناختي، فشردگي زمان، جابجايي در مفهوم مكان، از بين رفتن فضاي واقعي نشانه‌ها و پديدار،‌حاكميت تقليد، ناپديد شدن احساس و عاطفه،‌ از بين رفتن حريم خصوصي، محدودتر شدن عرصة نظم نمايشي، آشفتگي و دشواريهاي روزافزون در قلمرو و نظم زيستي، از ميان رفتن هويـّت‌هاي ملي و محلّي و ... شهر جهاني را تبديل به نمايشگاهي بزرگ كرده است. شهر جهاني، شهري با فضاهاي رنگارنگ است. فضاي قرمز هيجان‌آور، فضاي آبي متين، فضاي زرد محرك كنجكاوي،‌ فضاي نارنجي فضاي خنده، تفريح و حركت، فضاي بنفش مرموز، قدرتمند و كمياب، فضاي قهوه‌اي كامل و ارضاكننده، فضاي خاكستري موقر، فضاي سفيد منعكس‌كنندة جولانگاه روح و تحريك‌كنندة تخيـّل و سرانجام، فضاي سبز آرامش‌بخش نتيجه چنين تقسيم‌بندي، پيش‌بيني فضاهاي متنوع و متضاد در شهر است. شهروند ساكن يك شهر در عبور از خيابانهاي شهر دائماً با تغيير حالات و مشكل انطباق مواجه است.

 

+ نوشته شده توسط مهدی خداشناس در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 7:30 |
سلامي  به كليه دوستان

از تأخير ۵-۶ ماه خودمون عذرخواهي ميكنم و از شما دوستان كه مارو با نظرات خودتون شرمنده كرديد متشكرم.

از اين هفته هر هفته مطلب را برايتان قرار خواهيم داد واز تعامل مشترك شما فيض خواهيم برد

شما دوستان ميتونيد براي ارتباط بامن يا هريك از اعضاي وبلاگ دانشجويان شهرسازي ۸۴با ايميل زير در ارتباط باشيد

www.amoelmi@yahoo.com

+ نوشته شده توسط مهدی خداشناس در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:22 |
شرمنده از اینکه بین مطالب فاصله افتاد

 طبقات ساختمانی

یکی دیگر از شاخص های که به عنوان ابزار کنترل تراکم جمعیتی مورد استفاده قرار می گیرد، تعداد طبقات ساختمانی مجاز است. در اعمال شاخص کنترل تعداد طبقات ساختمانی، استفاده از حوزه بندی ارتفاعی برای نواحی مختلف شهری متداول است. شاخص تعداد طبقات ساختمانی تأثیر مستقیمی بر خط آسمان و منظر شهری دارد و به این لحاظ، شاخص مهمی برای طراحان شهری است. بطور خلاصه از روش طبقات ساختمانی مجاز در کنار سطح اشغال مجاز به منظور آزاد سازی زمین استفاده می شود. ضوابط بلندمرتبه سازی در ایران نیز بر مبنای همین منطق شکل گرفته است.
 ضریب سطح زیربنا(تراکم ساختمانی)
ضریب سطح زیربنا یا تراکم ساختمانی یکی از رایج ترین روش های کنترل تراکم جمعیتی در جهان و به خصوص در شهرهای ایران است. این شاخص از تقسیم مساحت زیربنای ساختمانی احداث شده بر کل مساحت قطعه تفکیکی به دست می آید. تراکم ساختمانی معمولاً بدون واحد است و به صورت درصد معرفی می گردد. در واقع این شاخص درصد مجاز ساخت زیربنای ساختمانی را، نسبت به مساحت کل قطعه تفکیکی مشخص می سازد. برای مثال، وقتی تراکم ساختمانی یک قطعه تفکیکی 180 درصد است، ساخت بنایی که مساحت زیربنای آن 180 درصد مساحت کل قطعه تفکیکی است، در آن زمین مجاز است. براین اساس اگر سطح اشغال مجاز برای ساخت و ساز در هر قطعه ساختمانی مشخص باشد، تأثیر تراکم ساختمانی به صورت افزایش طبقات ساختمانی نمایان می شود. کاربرد ترکیبی تراکم ساختمانی و ضریب سطح اشغال به تنوع تعداد طبقات ساختمانی می انجامد.
 بر این اساس در یک قطعه زمین 250 مترمربعی، که دارای تراکم ساختمانی 180 درصد است می توان معادل 180 درصد کل مساحت قطعه – یعنی 450 مترمربع – زیربنای ساختمانی احداث کرد. در صورتی که ضریب سطح اشغال معادل 60 درصد باشد 150 مترمربع از قطعه می تواند به وسیله بنای ساختمانی اشغال شود. لذا با توجه به تراکم ساختمانی مجاز در این قطعه، می توان یک ساختمان سه طبقه احداث کرد. در صورتی که سطح اشغال مجاز در همان قطعه برابر40 درصد باشد بنا می تواند مساحتی معادل 100 مترمربع را اشغال کند.
 با توجه به تراکم ساختمانی برای این قطعه، در این حالت یک ساختمان 5/4 طبقه در این قطعه تفکیکی می توان احداث کرد. نکته اساسی و مهم در مورد تراکم ساختمانی این است که، شاخص تراکم ساختمانی تا زمانی می تواند به عنوان ابزاری برای کنترل جمعیتی مورد استفاده قرار گیرد که متوسط زیربنای مسکونی ثابت بماند. اما هنگامی که به دلایل مختلف ( از تغییر ساخت جمعیت و بعد خانوار گرفته تا تغییر شرایط اقتصادی و الگوی مصرف و بالاخره اعمال سیاست های خاص در مورد مسکن- مانند سیاست کوچک سازی و انبوه سازی)، در الگوی سکونت و میانگین اندازه واحدهای مسکونی تغییری رخ دهد، دیگر شاخص تراکم ساختمانی نقش خود را در کنترل تراکم جمعیتی از دست خواهد داد.

+ نوشته شده توسط حسین عسکری در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 و ساعت 22:13 |
  •  ضریب سطح اشغال


منظور از ضریب سطح اشغال، نسبت سطح مجاز برای ساخت و ساز با توجه به مساحت کل قطعه تفکیکی است. براین اساس، شاخص مذکور از تقسیم سطح اشغال مجاز بر مساحت کل قطعه تفکیکی به دست می آید و به صورت درصد بیان می شود. برای مثال، وقتی ضریب سطح اشغال برای یک قطعه 400 مترمربعی60 درصد باشد، این بدان مفهوم است که در مساحتی معادل 60 درصد از 400 مترمربع(240 مترمربع) حق ساخت و ساز و احداث بنا وجود دارد. ضریب سطح اشغال در الگوی ساخت و ساز یک طبقه تأثیر مستقیمی بر سرانه زیربنا در شهرها دارد. اما در صورت رواج الگوی ساخت بیش از یک طبقه، تأثیر ضریب سطح اشغال بر زیربنای عرضه شده به شدت کاهش می یابد. در زمان حاضر متداول ترین ضریب سطح اشغال مورد استفاده در طرح های شهری 60 درصد است؛ هرچند در برخی مناطق شهری ممکن است سطح ضریب اشغال به 50 و یا 40 درصد کاهش یابد. البته باید توجه داشت که نسبت سطح اشغال بنا یکی از ناکارآمدترین شاخص ها برای کنترل تراکم جمعیتی است و فقط در مواردی که سطح اشغال بنا با شاخص های دیگری چون تعداد طبقات ساختمانی همراه گردد، می تواند بر کنترل تراکم جمعیتی تأثیر بگذارد. این شاخص بیشتر در زمینه طراحی شهری اهمیت خاصی دارد و بیشتر مورد توجه طراحان شهری است.

+ نوشته شده توسط حسین عسکری در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385 و ساعت 18:30 |
تراکم ها در طیف گسترده ای دسته بندی می شوند که به قرار ذیل می باشند. تراکم جمعیتی؛ به معنای جمعیت در واحد سطح و به صورت نفر در هکتار است. تراکم کلی مسکونی؛ حاصل تقسیم کل جمعیت شهر بر سطح ساخته شده آن است. در این تعریف، سطح مورد محاسبه شامل کلیه اراضی با کاربری های مختلف می باشد. لیکن در محاسبات مزبور سطوح اراضی ساخته نشده و کشاورزی لحاظ نمی گردد. تراکم ناخالص مسکونی؛ حاصل تقسیم جمعیت مکان مورد نظر بر میزان سطح آن مکان است. یعنی کلیه اراضی اشغال شده توسط واحدهای مسکونی، پارک محله ای، راهها، مغازه ها، مدارس و... و بیشتر فضاهای باز منظور می گردد. تراکم خالص مسکونی؛ حاصل تقسیم جمعیت ( و یا تعداد واحد مسکونی) بر سطح مورد اشغال مسکونی می باشد. تراکم ساختمانی؛ نسبت بین سطح زیربنای ساختمان به مساحت قطعه زمین را تراکم ساختمانی می گویند. ضریب اشغال؛ مساحت طبقه همکف به مساحت قطعه زمین یا شدت استفاده از زمین را گویند.
تدوین ضوابط تراکم شهری را معمولاً به منظور سامان دادن به پیکره، سیما و چهره شهر اعمال می نمایند. تراکم شهری در ارتباط مستقیم با اندازه شهر قابل تبیین و تخمین است. یعنی می توان از طریق اندازه شهر به تعریف تراکم پرداخت و برعکس به وسیله تراکم، اندازه شهر را تعریف کرد. ساماندهی عملکردهای شهری رابطه ای تنگاتنگ با موضوع تراکم شهری دارد. از طریق تراکم است که می توان به هسته های شهری دست یافت که در مقیاس خود کارا بوده و در تسلسل با دیگر هسته های شهری نمایان می باشند. اهداف کنترل تراکم را به طور کلی می توان برقراری موازنه منطقی بین میزان فعالیت تولید شده توسط ساختمان ها و فضاهای خارجی اطراف آنها و نیز ایجاد محیط زیست با کیفیت بهتر است. تراکم به طور عامیانه به معنای فشردگی، انباشته شدن، تلنبار، جمع شدن و ... است. این مقوله بعد از ازدیاد جمعیت در شهرها بویژه شهرهای بزرگ که با کمبود زمین روبرو شدند آشکار گردید. در این میان، مسأله تراکم جمعیتی از اساسی ترین موضوعات شهرسازی است. منظور از تراکم جمعیتی به طور عام نسبت جمعیت به واحد سطح است، که خود انواعی را دربر می گیرد. به طورکلی برای برنامه ریزی و طراحی هر سکونتگاهی، سقف جمعیتی مشخصی را پیشنهاد می دهند که این امر براساس وسعت آن مکان، تراکم جمعیتی معینی را به دست می دهد، که آن را می توان تراکم جمعیتی نامید. کنترل سقف جمعیتی و به دنبال آن تراکم جمعیتی، به شکل ضوابط و دستورالعمل های شهرسازی در کنار سایر ضوابط شهری از جمله کاربری زمین، شبکه معابر و جزء آن که برای اجرا به تصویب مراجع ذی صلاح می رسد صورت می گیرد. موضوع تراکم جمعیتی در طرح های شهرسازی و نیل به تراکم های جمعیتی پیشنهادی، اساساً دارای بعدی برنامه ریزانه است و به منظور تأمین امکانات عمومی شهری و خدمات مورد نیاز شهروندان تدوین می گردد. از میان روشها نیز روش کنترل واحد مسکونی مجاز، به صورتی مستقیم تر می تواند تعداد خانوار ساکن و در نهایت جمعیت ساکن را کنترل کند.
برخی از متداول ترین روش های کنترل تراکم، کنترل مساحت قطعات تفکیکی(دانه بندی)، ضریب سطح اشغال، ارتفاع ساختمانی، ضریب سطح زیربنا (تراکم ساختمانی)، تراکم واحد مسکونی در سطح و عدد شدت استفاده از زمین است.
+ نوشته شده توسط حسین عسکری در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 12:29 |
ماه رمضان رفت وعید رمضان شد****صد شکر که این امد وصد حیف که آن رفت
+ نوشته شده توسط مهدی خداشناس در سه شنبه دوم آبان 1385 و ساعت 8:15 |
گفتگو با

هادي سروري ؛ كارشناس ارشد طراحي شهري

مقدمه

خيابانها و ميدانها به همراه فضاهاي سبز در شهرها فضاهاي باز شهري را شكل مي دهند ؛ فضاهايي كه اكنون اكثر آنها نقش فعالي در زندگي شهري نداشته و اغلب تحت سيطره عناصر ترافيكي بوده يا به دلايل گوناگون بستر مناسبي را جهت تبلور زندگي جمعي ارائه نمي نمايند . از طرف ديگر طراحان ، برنامه ريزان و مديريت شهري فارغ از قابليتهاي فضاهاي باز جهت تبديل آنها به فضاهاي شهري پويا و هويت ساز اغلب آنها را در جهت حل مسايل و فوريتهاي كوتاه مدت موجود در شهرها مورد توجه قرار مي دهند ، يا از طريق شيوه هاي ناصحيح و ناقص فعاليتهاي محدود و پراكنده از سوي نهادهاي مختلف در بهبود وضعيت آنها صورت گرفته است . اين مقاله بر آن است تا با ارائه اصول لازم و فراگير به تشريك مساعي و هدف دهي به اقدامات طراحان ، برنامه ريزان و مديران شهري در جهت خلق و احياء فضاي شهري ترتيبي ويژه ارائه دهد .

  يازده اصل و ريشه هان آن

براي ايجاد فضاي شهري موفق چندين اصل كليدي وجود دارد كه رعايت آنها ضروري است . اين  اصول منبعث از ايده ها و راه حلهاي فراواني است كه ........


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی خداشناس در دوشنبه یکم آبان 1385 و ساعت 4:26 |

ضرورت توجه به شهرسازی(برنامه ریزی و طراحی شهری) برای كاهش خطرات زلزله درشهر

امروزه توسعه استعدادهای علمی وتخصص بشر سبب شده است كه شهر به صورت مجموعه ای واحد به نظر آیدكه مانند انسان دارای خصایص و ویژگیهای زندگی است به بیان ساده تر،مجموعه روشهاوتدابیری كه متخصصین امور شهری به وسیله آن شهرها را بهتر می سازند، به شهرسازی یاعلم تنسیق شهرهاشهرت دارد.شهرسازی یك علم میان رشته ای است ومستلزم علومی تخصصی است كه عبارتندازتلفیق دانش حاصل ازعلوم مختلف همچون : مهندسی معماری، معماری منظر، مهندسی سویل (و نقشه برداری )،اقتصاد، جامعه شناسی وعلوم طبیعی،بااصول ونظریه های اساسی،جهت ایجادجوامعی محلی كه امن،درخورسكونت وماندگارباشند.شهرسازی،مستلزم تهیـه اصول و نظریه هایی برای سازماندهی و ابقای سكونتگاه های انسانی است تا بتوان به ارزشها و مقاصد اساسی عموم افراد، دست یافت. برخی ازاین اصول و معیارهاعبارتند از:
•برقراری نظم وامنیت (ایجادمحیطی شهری كه درآن،تندرستی،امنیت ورفاه عمومی ،تضمین شود.
•وجود توازن بین طراحی ومواردكاركرد (چیدمان مناسب،دسترسی مناسب پیاده_سواره به خدمات وتسهیلات آموزشی،بهداشتی،تفریحی تافرهنگی برای همه ساكنان شهر)
•توجه به فرهنگ وزیباشناسی (جوی دل انگیز و نشاط آور درشهركه شامل امكانات هنری، تفریحی، تاریخی ومذهبی است.)
•حفاظت محیط زیست (محیطی شهری كه موجب ارتقای كیفی وابقای هوای پاك،آب سالم وحفظ منابع طبیعی شود.)
بنابراین تدوین برنامه و ایجاد تمهیدات لازم جهت آماده سازی،به منظور مقابله باسوانح طبیعی درهنگام بروز و همچنین برنامه ریزی های طولانی مدت و به كارگیری دانش فنی وتدابیرلازم، جهت پیشگیری ازبروزخسارت و همچنین كاهش تلفات جانی ومالی امری ضروری است.تحقق اصول كلی ومعیارهای اصلی تنهادرچارچوب شهرسازی آگاهانه(برنامه ریزی وطراحی شهری)امكان پذیراست.

+ نوشته شده توسط حسین عسکری در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 و ساعت 12:52 |

ایام سوگواری مولی الموحدین امیر المومنین حضرت علی (ع) راتسلیت می گویم وهمراهبا شما دست بردعا وثنا برمیداریم که این شبها شب وصال است .التماس دعا

 دراین شبها مارو فراموش نکنید

+ نوشته شده توسط مهدی خداشناس در پنجشنبه بیستم مهر 1385 و ساعت 22:4 |

    

توسعه برنامه های مدیریت شهری در گرو تلاش و ممارست شهرها در جهت پیشرفت و رفاه منابع انسانی میسر می شود؛ این اقدامات عبارتند از جذب مشارکت های دولتی، بهره وری اقتصادی، حفظ تساوی و عدالت اجتماعی، کاهش فقر و بهبود شرایط زیست محیطی. این اقدامات در سایه استفاده بهینه و توزیع عادلانه منابع امکانپذیر خواهد بود.

مدیریت شهری طی سه مرحله از آغاز یعنی از سال 1986 میلادی تا کنون دستخوش یک سری تغییرات بنیانی شده است.

مرحله اول: مرحله اول برنامه مدیریت شهری (1991-1986)؛ این برنامه ها بر روی تحقیقات کاربردی بر روی چهار موضوع: مدیریت اراضی، امور مالی و مدیریت شهری، زیرساخت ها و محیط زیست شهری و با هدف توسعه راهبرد های عملی و ابزارهای کاربردی مدیریت شهری در سطح جهانی متمرکز شده بود.

مرحله دوم: اهداف این مرحله (1996-1992) حول محور چگونگی استفاد از این راهبردها و ابزارها در جهت ارتقای کارآیی و سطح تولیدات، ابتدا به صورت منطقه ای و سپس بسط آن به تمام کشور می بوده است. در این مرحله یک مورد دیگر به چهار موضوعی که قبلا در بالا ذکر شد، افزوده گردید. مورد پنجم کاهش فقر شهری بود. مکانیزم اساسی در این فاز اجرایی پرداختن به سطح کارآیی و تولیدات از قبیل تشکیل هیات کارشناسان منطقه و تاسیس کارگاه ها و همایش های مشاوره ای در سطح کشوری به منظور معرفی این خط مشی ها و ابزار های کاربرد به کل کشور، معطوف می شد. ساختار این برنامه ها تمرکز زدایی و واگذاری مسوولیت انجام این فعالیت ها به ادارات منطقه بوده است.

مرحله سوم: مرحله سوم مدیریت شهری به منظور ایجاد و تحکیم کارآیی دولت، بانکها و مراکز تامین اعتبار در جهت مرتفع ساختن معضلات شهری اختصاص یافت.

مرحله چهارم—این مرحله(2004-2001) ادامه مرحله سوم بود و تنها بیشتر از قبل بر روی فعالیت ها و اقدامات دولتی که شرایط زندگی قشر مستمند و کم درآمد جامعه شهری را متأثر می ساخت، متمرکز شده بود.

در واقع هم اکنون زمینه هایی که این برنامه ها توجه خاص به آنها دارند عبارتند از:

-- کاهش سطح فقر در شهر

-- مدیریت محیط زیست شهری

-- جذب مشارکت های دولتی

-- حل معضل ایدز و اعتیاد در جامعه شهری

برنامه هایی که در بالا بدان اشاره شد در 11 ناحیه و 21 شهر در آسیا اجراشده است.

در اینجا به مقایسه مدیریت شهری در آسیا و اروپا می پردازیم.

اصول مدیریت شهری در اروپا

در الگوی مدیریتی در اروپا سه عامل مدیریتی لحاظ می گردد: برنامه ریزی، اجرای برنامه ها، نظارت و ارتقای برنامه ها. از این گذشته ...... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین عسکری در جمعه چهاردهم مهر 1385 و ساعت 10:17 |